دندونهای رادوین
پسر مامان ،عشق مامان ،
این روزها اگر بدونی بابت دندونهات که قراره بیهوشی بگیری چه حالی داریم .احساس میکنم دیگه اخر دنیاس واسم . طاقت ذره ایی درد کشیدنتو ندارم
تقریبا دوسال پیش بود که دکتر بزدنت رو واسه دندنات شروع کردیم ولی باز به این شدت خراب نبود .
بعد 6 ماه بعد دوباره احساس کردم دندونهات پوسیدگی زیادی داره دکتر رنجپور که از نظر من دکتر خوبی بود واز بین چندین دکتر تو تهران و قزوین دکتر رنجپور رو انتخاب کردیم . و دکتر صابری پیشنهاد داد بیهوشی بهتره چون تعداد عصبی کشی ها 11 تا بود و همکاری لازم رو نکردی . و بلند میشدی از صندلی . خلاصه دوشنبه 6 دی ماه باید بیهوش بشی تا دندنات رو درست کنن
ولی حال خودم خیلی بده 😢
شبها تا صبح خوابم نمیبره 😢😢😢
الان هم اومدیم بیمارستان قدس تا ازمایشهای قبل عمل رو انجام بدن . ازمایش خون و اکوی قلب
ولی مادرشدن از سخت ترین کارهای دنیاس .


شی یلدا خونه مامان رفعت
عشق زندگیم یلدات مبارک باشه هرچند خودم حس حال زیادی نداشتم ولی دلم نیومد برات میز نچینم و از صبح برات تدارک میز رو دیدم و شام رفتیم خونه مامان رفعت و فاطی و بابا حسین هم شام دعوت بودن اونجا ولی عمو سامان بخاطر فوت بابای هومن یزد رفته بود

بابا بچه های گردشگری رفتم تور کویر
و رادوینم پیش بابایی موند

روز خاطر انگیزی با بچه ها گذروندیم

و یه عکس عشقولانه

پارک اب و اتش
اون روز رفتیم خونه مامان رسول و مژگان و رسول و رضا کلی زحمت کشیدن و شب خوبی گذروندیم .

تموم زندگیم تویی پسرم .

با بچه های گردشگری تصمیم گرفتیم برای شب یلدا جشنی به پا کنیم و از همه دوستان دعوت کردیم به تالار آرامیس بیان. و من مسول اجرایی بودم . هرچند که خیلی خسته بودم ولی واقعا خوش گذشت . با دوستان دیدار تازه کردیم .



دندونهای رادوین 



